باز نمه بارون و منه مجنونو

باز نمه بارون و منه مجنونو

[ وحید شکری ]
باز نمِ بارونو، منه مجنونو
می‌بینم بازم یه خیابونو

حس قشنگیه، وقتی دَمِ غروب 
دارن اذون می‌گن، می‌رسی کربلا

انگاری یه صدا، می‌گه وضو بگیر
وقت نماز شده، سمت حرم بیا

حس قشنگیه بارونیه هوا
توی حرم مثله چشمای زائرا

تاج حرم دلم افتاده تو امواج حرم
واسه‌‌ی منی که معراجِ حرم
اسممو بذاره محتاج حرم

حسین آقا...

نفس زدن‌هامو، ببین اشکامو
تو دلم دارم، عشق آقامو

چشمای تر بده، رزق سفر بده
قلبمو پر بده، حالا که اومدم

حال بکاء بده، عشق و صفا بده
کرببلا بده، حتی اگه بدم

آبروداری کن، برام یه کاری کن
اشکامو جاری کن، تا به تو رو زدم

جان منی 
خوب می‌دونی دین و ایمان منی
تو مقدسیّ و قرآن منی 
نوکرت هستم و سلطان منی

نظرات