ای شهر جای زخم کمی التیام باش

ای شهر جای زخم کمی التیام باش

[ سیدرضا نریمانی ]
ای شهر جای زخم، کمی التیام باش
ای روزگار، چند صباحی به کام باش

جمعیّتی رسید ز دارالنّفاق شهر
روح الامین، مراقب دارالسّلام باش

ای دادِ بی طهارت نامحترم، خموش
پشت در است طاهره، با احترام باش

این هیزم، از کدام جهنم رسیده است
ای در نسوز، جان علی با دوام باش

اینجا خلیله، در وسط شعله مانده است
یا نار بهر فاطمه، برداً سلام باش

ای آهنی که کوره‌ی هیزم چشیده‌ای
دور از محل بوسه‌ی خیرالانام باش

(میخ در کم‌کم ز آتش داغ شد)

سیصد مهاجم آمده ای بی دفاع من
در فکر دفع کردن این ازدحام باش

دیدم که تازیانه به گوش غلاف گفت
حالا پی شکنجه‌ی روح امام باش

****
بد زدنت ، جلو چشای حسنت
ناحلةالجسم شدی و...

نظرات