الا امیر دلاور من تویی تو ساقی به لشکر من

الا امیر دلاور من تویی تو ساقی به لشکر من

[ حاج منصور ارضی ]
الا امیر دلاور من 
تویی تو ساقی به لشکر من
عزیز زهرا امید زینب
برادر من برادر من
***
کنار جسمت به شور و شینم
پس از تو رفته ضیاء ز عینم
چرا نگویی به من کلامی
ببین برادر که من حسینم
***
کنار علقم بگو چه‌ها شد؟
مگر دو دست علی جدا شد؟
مگر شکسته دوباره پهلو
که اسم اعظم دگر دوتا شد
***
کنم به جسمت چو من نظاره
رود ز دستم توان و چاره
شده تن تو ز تیر و خنجر
شبیه مشک تو پاره پاره
***
تو آن امیری که بی‌نظیری
چه می‌شود باز علم بگیری
مشو تو راضی پس از تو زینب
به شهر کوفه رود اسیری
***
رقیه بین حرم نشسته
نما تو رحمی به طفل خسته
کند تمنای قطره آبی
که چشم خود از عطش ببسته
***
کنار جسم تو روح قرآن
طواف جسم شده به پایان
چه‌سان روم من به سوی خیمه
چه گویم از تو جواب طفلان

نظرات