از عاشقی لبریزم

از عاشقی لبریزم

[ محسن عراقی ]
از عاشقی لبریزم
یه نوکر ناچیزم
تُو گُلدونای خونه
کمی از تربت تو می‌ریزم

خونه لبریز حرَم می‌شه حالا
دور می‌شه از خونه‌مون درد و بلا
(تربتِ تو برات خون گریه کرده
واسه همینه که شفای هر درده) ۲

حسین‌جان، حسین‌جان...

نظرات