از کران تا بیکران، از آسمان تا به زمین کار دست حیدر و محور عمود فاطمهست در حقیقت فاطمه فرمانروای عالم است علّت خلق جهان بود و نبود فاطمهست نور زهرا انحصارش از خدا نازل شده پس خدای مهربان در تار و پود فاطمهست هستی خود را تماماً وقف مسکین کرده بود این کرامت ذرهای از لطف و جود فاطمهست فاطمیه در مدار آسمان روضه به پاست ذکر تسبیح ملک گفت و شنود فاطمهست این دم آخر مداماً از علی رو میگرفت علّت این ماجرا روی کبود فاطمهست با تو من از هر دو عالم سرترم بی تو سقف خانه ریزد بر سرم من به یک فیض دمت حیدر شدم با دعایت فاتح خیبر شدم التماست میکنم، هر چه خواهی را بگیر امّا نرو دست بر پهلو بگیر امّا نرو عالم کنار من همه در امنیّت ولی زهرا میان خانهی من امنیّت نداشت خدا کند که زنی بی هوا زمین نخورد به پیش همسر خود بی امان زمین نخورد خدا کند که نپیچد به پای او چادر شبیه پیرزنی قد کمان زمین نخورد تلاش کرد نیفتد ولی هولش دادند نشد مقابل نامحرمان زمین نخورد و یک قلاف که دست چهل نفر چرخید **** مگه از یاد من میره، به سنگ غم محک خوردی حلالم کن سر من از کس و ناکس کتک خوردی شیار در گرفت آتیش، روی پهلوت شیار افتاد طناب از دست من وا شد ولی دستت ز کار افتاد **** پس با زبان پر گله آن بضعهی بتول رو بر مدینه کرد که: یا ایّها الرَسول این کشتهی فتاده به هامون حسین توست