نصب اپلیکیشن نوا
تصویر مؤسسه منتظران منجی - 82 -در دل شب

82 -در دل شب

[ مؤسسه منتظران منجی ]
بِسْمِ اللّٰهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیمِ

به نام خداوند بخشندۀ مهربان

إِلَهِی غَارَتْ نُجُومُ سَمَائِکَ وَنَامَتْ عُیُونُ أَنَامِکَ وَهَدَأَتْ أَصْوَاتُ عِبَادِکَ وَأَنْعَامِکَ وَغَلَّقَتِ الْمُلُوکُ عَلَیْهَا أَبْوَابَهَا وَطَافَ عَلَیْهَا حُرَّاسُهَا وَاحْتَجَبُوا عَمَّنْ یَسْأَلُهُمْ حَاجَهً أَوْ یَنْتَجِعُ مِنْهُمْ فَائِدَهً.

محبوب من! ستارگان آسمانت فرو رفتند، چشمان خلق به خواب رفته و صداهای بندگان و چارپایان خاموش شده است. پادشاهان درهای کاخ‌هایشان را به روی خود بستند، و نگهبانانشان به نگهبانی بر گرد آنان درآمدند و خود را از نیازمندانی که از آنها حاجتی می‌طلبند یا کسانی که از آن‌ها سود و بهره‌ای می‌خواهند، پنهان کردند.

وَأَنْتَ إِلَهِی حَیٌّ قَیُّومٌ لَا تَأْخُذُکَ سِنَهٌ وَلَا نَوْمٌ وَلَا یَشْغَلُکَ شَیْ‏ءٌ عَنْ شَیْ‏ءٍ، أَبْوَابُ سَمَائِکَ لِمَنْ دَعَاکَ مُفَتَّحَاتٌ، وَخَزَائِنُکَ‏ غَیْرُ مُغَلَّقَاتٍ،‏ وَأَبْوَابُ رَحْمَتِکَ غَیْرُ مَحْجُوبَاتٍ، وَفَوَائِدُکَ لِمَنْ سَأَلَکَهَا غَیْرُ مَحْظُورَاتٍ بَلْ هِیَ مَبْذُولَاتٌ.

اما تو ای محبوب من! زنده و پاینده‌ای هستی که هیچ خواب آلودگی و خوابی تو را دربر نمی‌گیرد و هیچ کاری تو را از کار دیگر بازنمی‌دارد. درهای آسمانت برای هر که تو را بخواند همواره گشوده‌ است و گنجینه‌هایت هیچ‌گاه بسته نمی‌شوند، درهای رحمتت برای هیچ‌کس بسته نیست، و عطاهایت برای هر که آن را از تو بخواهد، بی هیچ منعی، همواره بخشیده می‌شود.

أَنْتَ إِلَهِیَ الْکَرِیمُ الَّذِی لَا تَرُدُّ سَائِلًا مِنَ الْمُؤْمِنِینَ سَأَلَکَ وَ لَا تَحْتَجِبُ عَنْ أَحَدٍ مِنْهُمْ أَرَادَکَ، لَا وَ عِزَّتِکَ وَ جَلَالِکَ لَا تُخْتَزَلُ‏حَوَائِجُهُمْ دُونَکَ وَ لَا یَقْضِیهَا أَحَدٌ غَیْرُکَ

تو محبوب بخشندۀ من هستی که هیچ درخواست‌کنندۀ مؤمنی که تو را بخواند، باز نمی‌گردانی و از هیچ‌یک از آنان که تو را می‌طلبد، روی نمی‌پوشانی. نه! به عزت و جلالت سوگند، نیازهای آنان هرگز بدون تو، کم نمی‌شود و هیچ‌کس جز تو توان برآوردن آن‌ها را ندارد.

اَللَّهُمَّ وَ قَدْ تَرَانِی وَ وُقُوفِی وَ ذُلَّ مَقَامِی بَیْنَ یَدَیْکَ وَ تَعْلَمُ سَرِیرَتِی وَ تَطَّلِعُ عَلَى مَا فِی قَلْبِی وَ مَا یَصْلُحُ بِهِ أَمْرُ آخِرَتِی وَ دُنْیَایَ.

خداوندا! تو مرا می‌بینی که چگونه در پیشگاهت ایستاده‌ام و ذلت و فروتنی جایگاهم را در برابر خود مشاهده می‌کنی و از راز درونم آگاهی و به آنچه در قلبم می‌گذرد و آنچه که مصلحت آخرت و دنیای مرا فراهم می‌کند، آگاه هستی.

اَللَّهُمَّ إنِّی إِنْ ذَکَرْتُ الْمَوْتَ وَ هَوْلَ الْمُطَّلَعِ وَ الْوُقُوفَ بَیْنَ یَدَیْکَ نَغَّصَنِی مَطْعَمِی وَ مَشْرَبِی وَ أَغَصَّنِی بِرِیقِی وَ أَقْلَقَنِی عَنْ وِسَادِی وَ مَنَعَنِی رُقَادِی.

خدایا! هرگاه به یاد مرگ، و سختی‌های پیش رو و ایستادن در برابر تو می‌افتم، لذت غذا و نوشیدنی بر من تلخ می‌شود، آب دهانم در گلویم گیر می‌کند، آسایش از بستر خوابم می‌گریزد و خواب از چشمانم رخت برمی‌بندد.

 وَ کَیْفَ یَنَامُ مَنْ یَخَافُ بَیَاتَ مَلَکِ الْمَوْتِ فِی طَوَارِقِ اللَّیْلِ وَ طَوَارِقِ النَّهَارِ بَلْ کَیْفَ یَنَامُ الْعَاقِلُ وَ مَلَکُ الْمَوْتِ لَا یَنَامُ لَا بِاللَّیْلِ وَ لَا بِالنَّهَارِ وَ یَطْلُبُ قَبْضَ رُوحِهِ بِالْبَیَاتِ أَوْ فِی آنَاءِ السَّاعَاتِ.

چگونه می‌خوابد کسی که از هجوم ناگهانی فرشته‌ی مرگ در دل شب یا روشنای روز می‌ترسد؟ بلکه چگونه ممکن است انسان عاقل خواب به چشمانش بیاید، در حالی که فرشته‌ی مرگ نه شب می‌شناسد و نه روز و هرگز نمی‌خوابد، همواره در پی گرفتن جان اوست؛ چه در نیمه‌های شب و چه در همۀ لحظات!

سپس سجده می کرد و گونه اش را به خاک می چسباند و می گفت:

 أَسْأَلُکَ الرَّوْحَ وَ الرَّاحَهَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ الْعَفْوَ عَنِّی حِینَ أَلْقَاک‏َ.

از تو می‌خواهم آرامش و آسودگی در لحظه‌ی مرگ را نصیبم کنی و هنگامی که تو را ملاقات می‌کنم، مرا مورد عفو و بخشش خود قرار دهی.

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل