نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

إِلَهِی أَحْمَدُکَ وَأَنْتَ لِلْحَمْدِ أَهْلٌ عَلَی حُسْنِ صَنِیعِکَ إِلَیَّ، وَسُبُوغِ نَعْمَائِکَ عَلَیّ، وَجَزِیلِ عَطَائِکَ عِنْدِی، محبوب من! تو را سپاس میگویم، و تو شایستۀ سپاسی؛ به سبب نیکیات در حق من، و فراوانی نعمتهایت بر من، و عطاهای بیدریغت به من. وَعَلَی مَا فَضَّلْتَنِی مِنْ رَحْمَتِکَ، وَأَسْبَغْتَ عَلَیَّ مِنْ نِعْمَتِکَ، فَقَدِ اصْطَنَعْتَ عِنْدِی مَا یَعْجِزُ عَنْهُ شُکْرِی. و نیز به سبب رحمتت که مرا بدان برتری دادی، و نعمتت که بر من تمام کردی. تو در حق من چنان لطفی کردهای که شکرگزاریام از عهده آن برنمیآید وَلَوْ لَا إِحْسَانُکَ إِلَیَّ، وَسُبُوغُ نَعْمَائِکَ عَلَیَّ، مَا بَلَغْتُ إِحْرَازَ حَظِّی، وَلَا إِصْلَاحَ نَفْسِی، اگر احسان تو شامل حالم نمیشد و نعمتهای فراوانت بر من فرو نمىریخت، هرگز نمیتوانستم به نصیب خود دست یابم و نفس خود را اصلاح کنم. وَلَکِنَّکَ ابْتَدَأْتَنِی بِالْإِحْسَانِ، وَرَزَقْتَنِی فِی أُمُورِی کُلِّهَا الْکِفَایَهَ، اما تو بودی که بیمقدّمه، احسانت را نسبت به من آغاز کردی، و کفایت و بینیازی در تـمام کارهایم را روزیام ساختی وَصَـرَفْتَ عَنِّی جَهْدَ الْبَلَاءِ، وَمَنَعْتَ مِنِّی مَحْذُورَ الْقَضَاءِ. و رنج بلا را از من دور کردی و قضای ناپسند را از من باز داشتی. إِلَهِی فَکَمْ مِنْ بَلَاءٍ جَاهِدٍ قَدْ صَـرَفْتَ عَنِّی، محبوب من! چه بسیار بلاهای سختی را که از من دور کردی، وَکَمْ مِنْ نِعْمَهٍ سَابِغَهٍ أَقْرَرْتَ بِهَا عَیْنِی، و چه بسیار نعمتهای فراوانی که چشمم را به آنها روشن ساختی، وَکَمْ مِنْ صَنِیعَهٍ کَرِیـمَهٍ لَکَ عِنْدِی. و چه نیکیهای بزرگی که از سوی تو شامل حال من شد. أَنْتَ الَّذِی أَجَبْتَ عِنْدَ الِاضْطِرَارِ دَعْوَتِی، تو همان پروردگاری هستی که درماندگیام را با اجابت دعایم پاسخ گفتی، وَأَقَلْتَ عِنْدَ الْعِثَارِ زَلَّتِی، وَأَخَذْتَ لِی مِنَ الْأَعْدَاءِ بِظُلَامَتِی. و در لغزشها، از خطاهایم درگذشتی، و دادِ مظلومیتم را از دشمنان ستاندی. إِلَهِی مَا وَجَدْتُکَ بَخِیلًا حِینَ سَأَلْتُکَ، وَلَا مُنْقَبِضاً حِینَ أَرَدْتُکَ، محبوب من! هرگز تو را در خواهشهایم بخیل نیافتم، و هرگاه به سویت آمدم، روی برنگرداندی؛ بَلْ وَجَدْتُکَ لِدُعَائِی سَامِعاً، وَلِمَطَالِبِی مُعْطِیاً، بلکه تو را شنوای دعاهایم و عطا کنندۀ خواستههایم یافتم. وَوَجَدْتُ نُعْمَاکَ عَلَیَّ سَابِغَهً فِی کُلِّ شَأْنٍ مِنْ شَأْنِی، وَ کُلِّ زَمَانٍ مِنْ زَمَانِی. نعمتهای تو را در هر جنبه از زندگیام و در هر زمانی بر خود کامل و فراوان دیدم. فَأَنْتَ عِنْدِی مَحْمُودٌ، وَصَنِیعُکَ لَدَیَّ مَبْـرُورٌ، پس، تو نزد من ستودهای و نیکیهای تو در نزد من همواره نیک و مقبول است. وَتَحْمَدُکَ نَفْسِی وَلِسَانِی وَعَقْلِی حَمْداً یَبْلُغُ الْوَفَاءَ وَحَقِیقَهَ الشُّکْرِ، روحم، زبانم و عقلم تو را چنان ستایش میکنند که هم نشان وفاداریام باشد و هم سپاسگزاری حقیقیام را برساند؛ حَمْداً یَکُونُ مَبْلَغَ رِضَاکَ عَنِّی، فَنَجِّنِی مِنْ سَخَطِکَ. ستایشی که باعث خشنودی تو از من شود پس مرا از خشم خودت نجات بده. یَا کَهْفِی حِینَ تُعْیِینِی الْمَذَاهِبُ وَیَا مُقِیلِی عَثْـرَتِی، فَلَوْ لَا سَتْـرُکَ عَوْرَتِی لَکُنْتُ مِنَ الْمَفْضُوحِینَ، ای پناهگاه من در آن زمان که راههای گوناگون مرا خسته میکنند و ای درگذرنده از لغزشهایم! اگر پردهپوشی تو بر عیبهایم نبود، حتماً رسوا میشدم. وَیَا مُؤَیِّدِی بِالنَّصْـرِ فَلَوْ لَا نَصْـرُکَ إِیَّایَ لَکُنْتُ مِنَ الْمَغْلُوبِینَ، ای پشتیبان من در یاریرساندن! اگر یاری تو به من نبود، حتماً شکست میخوردم. وَیَا مَنْ وَضَعَتْ لَهُ الْمُلُوکُ نِیـرَ الْمَذَلَّهِ عَلَی أَعْنَاقِهَا فَهُمْ مِنْ سَطَوَاتِهِ خَائِفُونَ، و ای کسی که پادشاهان، در برابر تو یوغ خواری بر گردن نهادهاند و از شوکت تو هراساناند؛ وَیَا أَهْلَ التَّقْوَى، وَیَا مَنْ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَى. و ای کسى که سزاوارِ پرهیزگاری و تقوا هستى، و ای کسی که نیکوترین نامها از آنِ توست. أَسْأَلُکَ أَنْ تَعْفُوَ عَنِّی، وَتَغْفِرَ لِی، فَلَسْتُ بَرِیئاً فَأَعْتَذِرَ، وَلَا بِذِی قُوَّهٍ فَأَنْتَصِـرَ، وَلَا مَفَرَّ لِی فَأَفِرَّ، از تو میخواهم که مرا ببخشى و گناهانم را بیامرزی، زیرا نه بیگناهم که عذر بیاورم، و نه قدرتمندم که پیروز شوم، و نه گریزگاهی دارم که فرار کنم. وَأَسْتَقِیلُکَ عَثَـرَاتِی، وَأَتَنَصَّلُ إِلَیْکَ مِنْ ذُنُوبِی الَّتِی قَدْ أَوْبَقَتْنِی وَأَحَاطَتْ بِی فَأَهْلَکَتْنِی، و از تو میخواهم که از لغزشهایم درگذری، و از گناهانم که مرا به هلاکت کشانده و احاطهام کردهاند، بیزاری مىجویم. مِنْهَا فَرَرْتُ إِلَیْکَ رَبِّ تَائِباً فَتُبْ عَلَیَّ، از این گناهان توبهکنان به سوی تو گریختم؛ پس توبهام را بپذیر؛ مُتَعَوِّذاً فَأَعِذْنِی، مُسْتَجِیراً فَلَا تَخْذُلْنِی، سَائِلًا فَلَا تَحْرِمْنِی، پناهندهام! پناهم بده؛ امان مىخواهم پس خوارم مکن؛ درخواستکنندهام پس محرومم مساز؛ مُعْتَصِماً فَلَا تُسْلِمْنِی، دَاعِیاً فَلَا تَرُدَّنِی خَائِباً. به دامان تو چنگ زدهام پس رهایم مکن؛ و تو را خواندهام، پس ناامیدم باز مگردان. دَعَوْتُکَ یَا رَبِّ مِسْکِیناً مُسْتَکِیناً، مُشْفِقاً خَائِفاً، وَجِلًا فَقِیراً، مُضْطَرّاً إِلَیْکَ، ای پروردگار من! تو را خواندم در حالی که بیچاره و درمانده، هراسان و بیمناک، دلواپس و ناتوان، و نیازمندِ مطلق به تو هستم. أَشْکُو إِلَیْکَ یَا إِلَهِی ضَعْفَ نَفْسِی عَنِ الْمُسَارَعَهِ فِیمَا وَعَدْتَهُ أَوْلِیَاءَکَ، وَالْمُجَانَبَهِ عَمَّا حَذَّرْتَهُ أَعْدَاءَکَ، محبوب من! به تو شکوه میکنم از ناتوانی وجودم، که نـمیتوانم نسبت به آنچه به دوستانت وعده دادی شتاب ورزم، و از آنچه دشمنانت را از آن برحذر داشتهای، دوری گزینم؛ وَکَثْـرَهَ هُمُومِی وَوَسْوَسَهَ نَفْسِی و از فراوانی غمهایم و وسوسههای درونم به تو شکایت دارم. إِلَهِی لَمْ تَفْضَحْنِی بِسـَرِیرَتِی، وَلَمْ تُهْلِکْنِی بِجَرِیرَتِی، محبوب من! تو مرا با رازهای پنهانم رسوا نساختی، و با گناهانم هلاکم نکردی. أَدْعُوکَ فَتُجِیبُنِی وَإِنْ کُنْتُ بَطِیئاً حِینَ تَدْعُونِی، تو را میخوانم، و تو اجابتم میکنی، هرچند وقتی تو مرا میخوانی، کند و بیاعتنا هستم. وَأَسْأَلُکَ کُلَّما شِئْتُ مِنْ حَوَائِجِی، وَحَیْثُ مَا کُنْتُ وَضَعْتُ عِنْدَکَ سِـرِّی، هر زمان که بخواهم، حاجاتم را از تو میطلبم، و هر کجا که باشم، راز دلم را با تو در میان میگذارم. فَلَا أَدْعُو سِوَاکَ، وَلَا أَرْجُو غَیْرَکَ، پس جز تو کسی را نمیخوانم و جز به تو امید نمیبندم. لَبَّیْکَ لَبَّیْکَ، تَسْمَعُ مَنْ شَکَا إِلَیْکَ، وَتَلْقَى مَنْ تَوَکَّلَ عَلَیْکَ، گوش به فرمان توام؛ گوش به فرمان توام؛ تو صدای کسی را که به تو شکایت کند، میشنوی؛ و کسی را که بر تو توکل کند، میپذیری؛ وَتُخَلِّصُ مَنِ اعْتَصَمَ بِکَ، وَتُفَرِّجُ عَمَّنْ لَاذَ بِکَ. و آنکه به تو پناه آورد، نجات میبخشی؛ و غمِ کسی را که به تو روی آورد، برطرف میسازی. إِلَهِی فَلَا تَحْرِمْنِی خَیْرَ الْآخِرَهِ وَالْأُولَی لِقِلَّهِ شُکْرِی، وَاغْفِرْ لِی مَا تَعْلَمُ مِنْ ذُنُوبِی، محبوب من! پس به خاطر کمی شکرگزاریام، مرا از خیر دنیا و آخرت محروم مگردان، و گناهان مرا که خود از آنها باخبری، بر من ببخش. إِنْ تُعَذِّبْ فَأَنَا الظَّالِمُ الْمُفَرِّطُ الْمُضَیِّعُ الْآثِمُ الْمُقَصّـِرُ الْمُضَجِّعُ الْمُغْفِلُ حَظَّ نَفْسِی، وَإِنْ تَغْفِرْ فَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِینَ. اگر عذاب کنی، من همان ستمگرِ افراطکارِ تباهکننده و گناهکارِ کوتاهیکننده و ضایعکننده و غافل از نصیب و بهرۀ خویش هستم؛ و اگر ببخشی، به یقین تو مهربانترین مهربانانی.
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد