نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یک سر تیر گلوی پسرم را سوزاند دو سرِ دیگر آن هم جگرم را سوزاند ضَربَش آنقَدر شدید است که پاشید علی تارِ صوتیِ تو را تیر تراشید علی مادرت دید به رویِ تو عبا اُفتاده استخوان های گلویَت به صدا اُفتاده نفس از حنجره یِ پاره کشیدن سخت است پا برهنه عقبِ بچه دویدن سخت است *** بس کن رباب سر به سر غم گذاشتی اصلاً خیال کن که تو اصغر نداشتی *** گیسو نکش اینقدر تو تازه عروسی ای کاش می شد دست تو را بست *** سرت بر روی نیزه تاب می خورد بمیرم نیزه دارت آب می خورد ***
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد