یا قتیلالعبرات! منعکردن تو رو از آب فرات یا قتیلالعبرات! تو رو کشتن، جلو چشم بچّههات یا قتیلالعبرات! غرق خاک و خونه، خشکی لبات قاتل از راه رسید؛ گوشهی گودال، مادر رو ندید قاتل از راه رسید؛ سربریدنش چقد طول کشید قاتل از راه رسید؛ خنجر کندش، رگها رو درید عالمو سوزونده اونکه با پا، تو رو برگردونده عالمو سوزونده؛ موهاتو توو خنجرش، چرخونده عالمو سوزونده؛ نیزهای که توو گلوت، جا مونده محشری بر پا شد؛ سر پیراهن تو دعوا شد محشری بر پا شد؛ واسه بردن سرت، غوغا شد محشری بر پا شد؛ روضهخون ماتمت، زهرا شد زیر سمّ مرکبا، یکی شد تنت با خاک کربلا زیر سمّ مرکبا، قطعهقطعه شدی ای خون خدا زیر سمّ مرکبا، دیگه دستوپا نمیزنی چرا؟!
خدا خیرت ون دهد