نصب اپلیکیشن نوا
تصویر مسعود پیرایش - یادگار پدری

یادگار پدری

[ مسعود پیرایش ]
دشمن به نفس نفس نفس افتاده
با پای خودش در این قفس افتاده 
با رهبریِ شیریَلِ سید علی
این لشکر کفر است که پس افتاده


این علی نیست که با نورِ جَلی برگشته
مجتی آمده با اینکه علی برگشته
وَجَناتش سَکَناتش به پدر رفته و بس
گر علی رفته ببینید یَلی برگشته

گوییا سیدعلی رفت نفس تازه کند
نام خود را به جهان باز پرآوازه کند
گر پدر رفت پیر حکم ولایت دارد
پسرش مثل پدر حکم امامت داره

نقش بر آب شده نقشه‌ی سفیانی‌ها
بس که این شیر غیور است و شجاعت دارد
مجتبی پشت پدر باز وضو می‌گیرد 
انتقام پدرش را ز عدو می‌گیرد 

صلّ علی قائدنا الخامنه‌ای... 

****


این تازه نفس هوی علی را دارد
رخسار و رُخ و موی علی را دارذ
اصلا به مکرر شده تکرار علی
عطر نجفش بوی علی را دارد

این جوان کیست چنان جلوه‌ی رهبر دارد
چهره‌ی فاطمی‌‌اش جذبه ی حیدر دارد
پهلوان است شبیه پدرش او قصدِ
متلاشی شدنِ قلعه‌‌ی خیبردارد

در جوانیست که  در جنگ شبیه جدّش
اسدالله شود تیغِ دودَم بردارد
بر تن اهل بلا صد شرر زد چون او
جگری با جگر شیر برابر دارد

پا قدم اوست که سر می‌آید
و ز نابودی صهیون خبر می‌آید
ما همه منتظر فصل هم‌عهدی هستیم
همه منتظر حضرت مهدی هستیم


صلّ علی قائدنا الخامنه‌ای...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل