
کی رفتهای ز دل که تمنا کنم تو را کی بودهای نهفته که پیدا کنم تو را غیبت نکردهای که شوم طالب حضور پنهان نگشتهای که هویدا کنم تو را با صدهزار جلوه برون آمدی که من با صدهزار دیده تماشا کنم تو را بال پرواز گشایید که پرها باقیست بعد از این بار سفر باز سفرها باقیست پشت بتها نشود راست پس از ابراهیم بتشکن رفت ولی باز تبرها باقیست جنگ پایان پدرهای سفر کرده نبود شور آن واقعه در جان پسرها باقیست گرچه پیروزی از آن من و تو خواهد بود شرطها باقیست اما و اگرها باقیست شرط اول قدم آن است که مجنون باشی در ره منزل لیلی که خطرها باقیست گفت در پیروی از اوست که پرچم داریم هر چه داریم من و تو ز محرم داریم