نصب اپلیکیشن نوا
تصویر محسن عراقی - کلام از دهنت دَم به دَم بها برداشت

کلام از دهنت دَم به دَم بها برداشت

[ محسن عراقی ]
کلام از دهنت دَم‌ به‌ دَم بها برداشت
و بعد صوت تو را گوش از هوا برداشت

عجب قمار به سودی که باختم صد دل
به آن کسی که یکی را هزارتا برداشت

چنان علاقه به زوّار خویش دارد که
ورودی حَرمش را به عشق ما برداشت

نهایت کرم است این‌ که روی سفره کسی 
ندیده است که نان را گذاشت یا برداشت

زد آن‌که سینه برای حسین، دستش را
زِ غربتِ حسن از سینه بی‌صدا برداشت
****
تو همان حُسن تمامی که جلالت داری
بی‌هیاهو تجلّیِ قیامت داری

به دعاهای علی آیه‌ی آمین هستی 
میوه‌ی قلبِ نجف، سوره‌ی وَالّتین هستی

سوره‌ی نور همان سوره‌ی لبخندت بود
آسمان قنبرِ جان بر کفِ فرزندت بود

اهل توحید که رزّاق عوالم هستند
بر سرِ خوانِ کریمانه‌ی قاسم هستند

پای بر معرکه بگذار که محشر بشود
چرخش تیغ تو یا داورِ خیبر بشود

شیوه‌ی جنگِ تو این معرکه را مات کند
و خداوند به رزم تو مباهات کند

لشکر کفر اگر چند برابر بشود
مثل حیدر حملات تو مکرّر بشود

نور روی تو به خوشید و قمر بذل شده
زیر دست تو اباالفضل، اباالفضل شده

تو ولی‌نعمتِ دنیایی و این فخر من است
سرِ هر سفره نشستیم مضیفُ‌الحسن است
****
غریب بود اگر چه گدا فراوان داشت 
کریم بود، بدون سر و صدا بخشید

ملامتش نکنید آن‌که را مدینه نرفت
مدینه زائر خود را به کربلا بخشید 
****
یادگاریِ حسن بوده و جانانِ حسین
پسرِ شیر جمل شد پسرجانِ حسین 

دست از جان خودش شُست اگر دست کشید
آخر از عمّه و شد دست به دامانِ حسین

بِین گودال پس از قاسمِ خود باز حسن
رفت در قامتِ این طفل به قربانِ حسین

می‌کِشم آه که با نقش تن عبدالله 
بِین گودال مجلّد شده قرآنِ حسین
****
مردِ خیمه‌ها شدی
جا حسن پُر شده توی کربلا
انگاری بابات صدا زده بیا 
****
ایستادم به نوکِ پنجه‌ی پا امّا حیف
دستش از روی سرم رد شد و بر مادر خورد

روشو کیپ گرفته بود مادرِ ما 
از روی حسن شناخت فاطمه رو

سند فدک رو زورکی گرفت
پا گذاشت رو چادرش گفت که نرو

یه جوری تو صورتِ فاطمه زد 
که رَدش هنوز رو صورت منه

یارو هر سِری که منو می‌بینه
طعنه می‌زنه می‌گه: این حسنه؟
****
پا برهنه دوید عبدالله
به عمویش رسید عبدالله‌

آن‌قدَر تیر مانده روی تنش 
که شده سرخ رنگ پیروهنش

مثل تشییع مجتبی خواندند 
تیرها فاتحه به رو بدنش

آی مردم بلند گریه کنید 
چون به آقا بلند خندیدند

رسیدم و دیدم چقدر بلوا بود
سرِ تصاحب عمّامه‌ات دعوا بود
****
می‌خنده
راه نفسشو می‌بنده
دیگه کارش به مو بنده

داره انگار رو سینه‌‌ش می‌شینه
برا انگشترش کی در کمینه؟
چه‌جوری پشت و رو می‌شد رو خاکا

مِنَ الیمین، اِلَی الیسار
رو تنِ تو راه می‌رن دَه‌ تا سوار

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل