کسی چه میدونه چه حالی داره رقیهی یتیم دلشکسته
سیدرضا نریمانیپسندیدن17
بازدید14.1K
کسی چه میدونه چه حالی داره رقیهی یتیمِ دلشکسته با اتّفاقایی که واسم افتاد حق بِده که نمازهام شده نشسته میدونی چرا بابا اول این که خیلی رو خارها دویدم دوم این که طعم لگد رو چشیدم همه شادند، دخترت گریان همه خوابند، دخترت بیدار خیلی امروز مردم این شهر دادنم با نگاهشان آزار دخترت را ببَر به همراهت خسته از دست روزگار شده یا که تشخیص تو شده مشکل یا دو چشم رقیه تار شده گر به دور سرت نمیگردم پَر و بالم ببین که بسته شده مثل سابق زبان نمیریزم آخه دو سه دندان من شکسته شده آنقدر روی خارها رفتهام بهخدا هر دو پای من زخم است لرزش دست من طبیعی نیست نوک انگشتهای من زخم است **** گوش و گوشواره، بابا بابا بابا پیرهن پاره، بابا بابا بابا شامیها بَدن، بابا بابا بابا عمّه رو زدن، بابا بابا بابا صورت نیلی، بابا بابا بابا دختر و سیلی! بابا بابا بابا **** طفل سهساله که کتک نداره واویلا واویلا اون که قبالهی فدک نداره نداره یکی بیاد تو این کوچه به مادرم کمک کنه اشک حسین رو پاک کنه به خواهرم کمک کنه من نمیگم شما بیاید دست بابامو وا کنید فقط میگم مغیره رو از مادرم جدا کنید فضّه داره با نالههاش قلبمو از جا میکَنه هر کی با هر چی دستشه مادر مارو میزنه **** وای من و وای من و وای من میخ دَر و سینهی زهرای من صدای در، دری که تو شعله سوخت دری که یه میخ رو توی سینه دوخت صدای جیغ توی خاکستر و دود کی میدونه چی تو دست فضّه بود بابام با اشک داره فریاد میزنه این زنی که میزنید زن منه