
کجایی کجایی؟ از حرم جدت جدایی زهرت دادند کم کم بسوزی الحق که تو ابن الرضایی بمیره بمیره عالم راه دوری غربت یعنی که قاتل تو زیر تابوتت رو بگیره سن کم از پدر محرومت کردند تو همین صامرا مسمومت کردند زهر جگرسوز شد و از پا افتادی تشنهلب کشتنت ایهاالهادی (ایهاالمظلوم ایهاالهادی) نگفتند امامه یعنی واجب الاحترامه میبرنت با دست بسته پا برهنه و بی عمامه نگفتند امامه داره این روضهها ادامه آخه جا اولاد زهرا مگه تو مجلس حرامه توی اون مجلس می پیرت کردند با تعارف تو رو تحقیرت کردند قصهی بزم می عاشورا باب شد عمه جان توی شام از غصه آب شد (ایهاالمظلوم ایهاالهادی) نوشته کلینی تو سرپناه عالمینی بانی خرج زائرای کربلای جدت حسینی حبیبی حبیبی حتی بین یارا غریبی لحظههای آخر به یاد روضههای شیب الخضیبی جون عالم فدا چشم گریانت روضه خوندی برا جد عطشانت جد تو بی کفن بی سر افتاده دور اون خیمهها معجر افتاده