کاش یک مشت بی حیا
میثم مطیعیپسندیدن9
بازدید3.6K
کاش یک مشت بیحیا ای دوست آتش غم به حاصلت نزنند کاش یک روز در خیالت هم مادرت را مقابلت نزنند به هر جا مادری از شوق دست طفل خود گیرد در این کوچه گرفته طفل دست مادر خود را دنبال حیدر میدوید از سینهاش خون میچکید وقتی که تمامی ملائک مولا از حسن تو گویند یکایک مولا این ذره کجا و آفتابی چو تو کیف اَصِفُ حُسن ثنائک مولا