نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

کاروبار دو جهان ریخت بهم غوغا شد چشم زهرا و علی بعد شما دریا شد رفتی و خنده به کاشانهی تو گشت حرام رختِ مشکیِ یتیمی به تن زهرا شد عهد و پیمان غدیرت به فراموشی رفت حکم بر خانهنشینیِ علی امضا شد بعد تو حرمتِ کاشانهی حق حفظ نشد پای اولاد حرامی به حریمت وا شد دخترت پشت درو آتش و دود و مسمار خوب فرمان مودت بخدا اجرا شد روضهها هست بماند ولی عاشورا تشنهلب شاه غریبی که تک و تنها شد از بلندی فرس تا به زمین خورد شنید صحبت از غارت معجر ز سر زنها شد
هنوز نظری ثبت نشده