تصویر میثم مطیعی - چو مرغی کم سن و سالم

چو مرغی کم سن و سالم

[ میثم مطیعی ]
چو مرغی کم سن و سالم 
نثار تو هر دو بالم

به استقبال آمده بابا
کن عموجان دیگر حلالم

عسل برکامم فشاندی
مرا بر سینه نشاندی

به یک لبخند تو نسپارم
دلخوشی‌های هردو عالم

گرچه نوجوانم ، مرد این میدانم
من با تو می‌مانم حسین

رسید از مقتل صدایت
پرید این دل در هوایت

بگو دستم را نگیرد عمه
که ریزم جان را به پایت

مرو فرزند برادر
مزن پرپر ای کیوتر

بمیرد عمه بمیرد عمه بمیرد عمه برایت

گرچه نوجوانم ، مرد این میدانم
من با تو می‌مانم حسین

هنوز از سمت شریعه 
رسد این آوا که شیعه

اگر دستش هم قلم گردد
بر ندارد دست از امامش

همه مستان مدامیم
عَلَم گیرانِ امامیم

اگر بارد فتنه از هر سو
بر نمی‌گردیم از مرامش

شاه و ارباب من ، دُرِّ نایاب من
مهر و مهتاب من ، حسین

بلاجوی کربلاییم ، علمداران ولاییم
که ما بیمار شهادت هستیم و محتاجان شفاییم

پریشانیم و پشیمان که جا ماندیم از شهیدان
ببین تا آنان کجا رفتند و پس از آنان ما کجاییم 

شاه و ارباب من ، دُرِّ نایاب من
مهر و مهتاب من ، حسین

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد