چه خوبایی جمع‌ان توبزم عزا

چه خوبایی جمع‌ان توبزم عزا

[ سیدمهدی حسینی ]
چه خوبایی جمع‌ان تو بزمِ عزات
شلوغه همیشه حسینیه‌هات
می‌دونم که دیره ولی اومدم
یه‌ذره منم گریه کردم برات

کشوندم دلو اینجا آوردم
اجازه دادی اسمتو بردم
عوض کرد منو نگاهت حسین
چقدر حسرت عمرمو خوردم

عجب! کیمیاییه عشقِ تو ارباب حسین
که حتی کسی مثل من میشه بی‌تاب حسین
منِ روسیاهو تو دریاب حسین

الهی نیفته حسین اسمت از رو لبم
حسین جان، حسین جان، بشه ذکرِ روز و شبم

به قلبم نگاه تو افتاد حسین
شدم از غمِ عالم آزاد حسین
منو زیرو رو کرد همون یک نگاه
که شد خونه‌ی قلبم آباد حسین

عوض شد مسیرِ حیات من
شدی چاره‌ی سَیّئات من
توی سختیِ دَمِ آخرم
بیا ای امید نجات من

تویی مهربون‌تر به من از پدر مادرم
الهی باشه سایه‌ی لطف تو رو سرم
تو مولا و من تا ابد نوکرم

الهی نیفتم یه روز از نگاهت حسین
نگه‌دار همیشه منو تو پناهت حسین

الهی نیفته حسین اسمت از رو لبم
حسین جان، حسین جان، بشه ذکر روز و شبم

نظرات