ترک خورده یعنی، غرور لبات برات گریه کردن، چقد عمههات لباس سفیدی، که قنداقه بود به لطف سه شعبه، کفن شد برات چیزی از علیهام، نمونده برام دیگه نا ندارم، به خیمه بیام خجالت زدم کرد، جلوی رباب سه شعبه که بیرون، زده از عبام تن رو دستم موند و سر اومد به استقبالت مادر اومد رباب سعیش رو کرد، نگه تیر در اومد حسین جان...