تصویر حاج علی کرمی - چشم بد از این همه آقاییت آقا به دور

چشم بد از این همه آقاییت آقا به دور

[ حاج علی کرمی ]
چشم بد از این همه آقایی‌ات آقا به دور
چهارده سال استقامت کردی ای شیر غیّور

آبرو‌ها بردی از زور و زر و تزویر و زور
از فدک گو غاصبینش بلرزان بین گور

هر چه گردد عزّتت آقا دو چندان می‌شود
تحت فرمان تو زندان‌بان و زندان می‌شود

*****
روزی که ظلم پر کند آفاق دهر را
أحلی مِنَ العَسل کند این جام زهر را

آن روز، روز سلطنت داد و دین رسد
یعنی زمین به ارث به مستضعفین رسد

*****
این سر از تخته آویزان به عالم سرور است
این تن غرق کبودی آسمان را محور است

ساق پایش را ببیند دخترش دق می‌کند
شکر حق که نیست اینجا او ندیده مضطر است

جای او بر روی چشم ماست نه بر تخته چوب
پس دهید او را به ما وقت وداع آخر است

قاتل موسی إبن جعفر زهر یا زندان نبود
قاتلش توهین سندی لعین بر مادر است

شیعیان هر بک اینجا با کفن‌ها آمدند
کاظمین از واحسینا واحسینا محشر است

*****
گردیده بود قنفذ هم‌دست با مغیره
این با قلاف شمشیر، آن تازیانه می‌زد

گاهی به پشت و پهلو، گاهی به دست و بازو
گاهی به چشم و صورت گاهی به شانه می‌زد

*****
تشییع کننده قدر کافی آمد
پشت سر هم شیعه‌ی وافی آمد

هر کس که رسید یک کفن در دستش
آنقدر که شش کفن اضافی آمد

*****
خلاصه حضرت سجّاد در میانه‌ی قبر
نشد که شانه‌ی او را کمی تکان بدهد

خلاصه هر چه زنان بنی اسد گشتند
میان معرکه انگشت تو نشد پیدا

زیر و روت کردند
هی پنجه توی موت کردند

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد