نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

چشماتو به روی حیدر نبند زخماتو خودم میبیندم آه بکش ولی بمون که همین آه دلگرمیِ علیه دست به پهلو تو خونه که میری راه، دلگرمیِ علیه دنیام فاطمه میخوای داد بزنم تا همه بشنون تنهام فاطمه میبینی تو جوونی چجور میلرزه دستام فاطمه نمیتونم بایستم بعد از اون روز رو پام قاطمه دنیام فاطمه انگاری داره باز تار میبینه چشمات، اینجام فاطمه من مردِ جنگم اما از تو کمتره زخمام فاطمه دنیام فاطمه **** (لطمه بر این تحملِ مردانهام زدند)۲ مردم، زنِ مرا وسطِ خانهام زدند هم محکم میزدن هم چهل تایی باهم میزدن بمیرم محرمِ حیدر رو یه عده نا محرم میزدن قلاف و میزدن، شبیه وحشیا (خدایا قاتلای زهرا تو نبخشیا)۲ **** انقدر زد غش کنم میخواست تا خواهش ازش کنم گفت میزنم بیچارهاش کنم تا خون به قلبِ عمش کنم همش منو کشید، شبیه وحشا همش میگم عمو جونم، زجر و نبخشیا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد