نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

اگر با ما نمیبودش میلی چرا ظرف مرا بشکست لیلی از من شکست کاسه و هربار به غیر داد یعنی بمان که این همه سفره برای توست الا که گردش چشمت دلیل تکوین است اذان ماذنه با ذکر نامت آذین است ندیدن رخ ماهت غم محبین است " تمام دلخوشی زندگی من این است که وقت مرگ میآیی و مرگ شیرین است" تمام دار و ندار منی، قرار منی سرشته اند دلم را ازل، ابالحسنی دلم ز هجر نجف سوخته چه سوختنی " مگر نگفتی علی جان؛ فَمَن یَمُت یَرَنی بیا که وقت وفایت به عهد دیرین است" محبت پدر و شرم طفل بازیگوش برای طفل خطاکار، باز کن آغوش لهیبِ شعله شود با محبّتتت خاموش " به رغم کوه گناهی که می کِشم بر دوش سبک شدم چو پَر کاه و سینه سنگین است" دلم به ساحت ربانی ات توسل کرد کویر سینه ام از بذر رحمتت گُل کرد به سائلت، پسر ارشدت تفضّل کرد " شهادتین مرا فاطمه تقبُّل کرد بیا همه کس و کارم! زمان تلقین است" قسم به شوکت آقایی و مقام علی چنان نشسته به جان و دلم مرام علی که ایستاده بمیرم به احترام علی " سلام وادی من؛ وادی السّلام علی! کجاست مَسکن امنِ کسی که مِسکین است؟" علی است جان من و مطلبم رسیده به جان رخش شراب من و مشربم رسیده به جان تمام گردش روز و شبم رسیده به جان " رسیده جان به لبم یا لبم رسیده به جان مرا دو بوسه به روی ضریح، تسکین است" کجاست کعبه ی ما؟ رو به قبلهی حرمش کجاست راه خدا؟ رو به قبلهی حرمش دلت شکست، بیا رو به قبلهی حرمش " کفن کنید مرا رو به قبلهی حرمش نجف چه جای قشنگی برای تدفین است" علی است آن که نبی خوانده "حُبُّهُ ایمان" علی است شآن نزول سراسر قرآن علی است آن که به جانم همیشه شد جانان " فراق و وصل مرا می کُشند یک میزان سرم به دامن حیدر، به روی بالین است" به شوق دیدن رخسار قرص ماهِ نجف رسیده ام به ته خط، به شاهراهِ نجف خوشا دلم که فقط بوده در پناهِ نجف " سرم مقابل ایوان طلای شاهِ نجف… سرم مقابل زهرا همیشه پائین است" ازل که نام علی را به عرش، کنده خدا به قلب تک تک ما حب او فکنده خدا هر آن که هست پسندش شود پسند خدا " بخواه روزی از این پادشاه، بنده خدا گدای خانهی او هر که هست تضمین است" به سوی شاه کرم رو زدن نباشد زشت هزار شکر گِلم را ابوتراب سرشت فدای او که مرا بنده ی حسین نوشت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد