نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پسر حسن، جگر حسین... عروس تشنهلب و تشنهتر از او داماد شب عروسی لبتشنگان مبارک باد پسر حسن، جگر حسین... دلم زِ دست حنا بست فلک خون است عروسیاش که چنین است ماتمش چون است پسر حسن، جگر حسین... در کربلا یکی شد جشن و عزای قاسم خون علیاکبر گشته حنای قاسم در خیمهی عروسی، در پای سفرهی عقد تنها نشسته بیبی خالیست جای قاسم پسر حسن، جگر حسین... دیدار مجتبی گشت در وقت مرگ با شرم شیرینتر از عسل هست مردن برای قاسم با اینکه آن حوالی خیلی سروصدا بود از زیر سُم مرکب آمد صدای قاسم پسر حسن، جگر حسین... از بس که زخم خورد از سنگ تراش خورده ماندست نجمه اصلاً بوسد کجای قاسم از همّت بلندش شد هم قد عمویش عشق و وفا کباب است پیش وفای قاسم هم کار نعل بوده، هم کار سنگ بوده اینکه کشیده گشته بر خاک پای قاسم پسر حسن، جگر حسین...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد