نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پا میزاره توی میدون طلحه از ترس علی پا به فراره ام فتنه، شده حیرون وقتی حیدر روی دل دلش سواره الامان از اون وقتی که به روی سر دستمال زردو میبنده رو جبینش دل دلم شوق جنگِ با جمل کرده وقتی مولا داره میشینه رو زینش علی نور قرآنُ علی مرز ایمانُ علی اصل ایمانُ علی مولا علی عشق پاینده بشر یا خداونده درِ خیبرُ کنده علی مولا علی مولا یا حیدر علی از حق، شده مشتق یا علی مدد خلاصهی اذانه ضربهی او، روز خندق بهتر از عبادته خلق جهانه پهلوانان خاک قدوم مولایند یک مثالش مرحب که مرد نبرده پلکی بر هم زد، حیدر اما مرحب دید ضربهای او را تقسیمِ به دو کرده علی خالق طوفان علی خواجهی سلطان علی آیتِ یزدان علی مولا علی مسندش خاکُ شهنشاه افلاکُ یل و شیر چالاکُ علی مولا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد