نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(پاشو علمدار، که آبروم رفت)۲ میشنوی صدا سکینه رو میگه دیگه عموم رفت پاشو علمدار، من خیلی تنهام آخ شکسته کمرم نمیتونم بلند شم از جام (وای شده مشکه تو پاره فدای سرت که خیمه آب نداره)۲ (پاشو تا خولی به خیمه پا نذاره)۲ (تکیه گاهِ من)۲ پاشو دخترا میترسن تو نباشی ای سپاهِ من تکیه گاه من من پناهِ عالمم ولی ابالفضل تویی پناه من حالمو ببین سخته واسم ببینم که افتاده علمت زمین حالمو ببین وقتی که نباشی دشمن واسه خیمه میکنه کمین اباالفضلم... **** فدا سرِ تو، این مشکِ پاره پاشو خوش غیرت ببین دیگه حسین طاقت نداره از ترس بیرونن، خیمه نمیان بچههای من عموشونو میخوان، آبم نمیخوان (وای بلندشو کسوکارم)۲ مگه من چند تا علمدار با تو دارم سرمو رو زانوی غربت میزارم، علمدارم ای علمدارم خوب نگاه کنی میبینی گره خورده به کارم علمدارم رفت بیقرارن بچهها، علمدارم رفت جون نداره دست و پام، علمدارم رفت علمدارم رفت خیلی آزردم خیلی گشتم تا که پیدا بشه این دستاتو آوردم خیلی آزردم خیلی از سنان و خولی طعنهها خوردم خیلی آزردم عمو عباسم نگران خیمههاست، عمو عباسم (نگران بچههاست، عمو عباسم)۲ اباالفضلِ من، ابوفاضل مددی... **** (سرِ بابامو زدن به نیزهها، عمو عباسم رفت)۲ گوشواره در آوردن ز گوشهام، عمو عباسم رفت عمو عباسم رفت... وای وای، وای، چهکنم، چهکنم، چهکنم ای داد...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد