واسه نفس گرفتن تا خیمه برنگشته

واسه نفس گرفتن تا خیمه برنگشته

[ سیدرضا نریمانی ]
واسه نفس گرفتن تا خیمه برنگشته
کمتر بهش بخندید سنی ازش گذشته
 
ماه حرامه رهاش کن مگه نمی‌دونی امامه 
ماه محرامه حسین طیر دست و پای ازدحامه 

وقت ا‌‌ذونه همه بمونن ولی شمر نمونه 
وقت اذونه هر چی که خواهر تو می‌کشه از اونه 

(سیدالشهدا )۳

بی یار  بی پناهی ای سرپناه زینب 
تکیه زدی به نیزه ای تکیه‌گاه زینب

کجای کاری خیمه قیامت حسین خبر نداری 
کجای کاری نبودی شمر  و از تو خیمه در بیاری 

بمیره زینب چه جوری پس بگیره پیرهنتو زینب
(سیدالشهدا )۳

این زندگی نمیاد دیگه به کار زینب
جا مونده توی گودال دار و ندار زینب 

 چاره نمونده یه جای سالم رو تنت نمونده 
چاره نمونده حتی برات یه پیرهن پاره نمونده 

دو خط احکام یادش بده اسلام یادش بده 
که بدونه تشنه لب سر نبره 

دو خط احکام یادش بده اسلام یادش بده
که جلو چشای مادر نبره 

منو عذاب میده به مرکب آب میده 
تو رو صدا که می‌زنم شمر جواب میده 

تازه نفس اومد تازه شبث اومد 
یه پیرمرد بی حیا عصا به دست اومد 

داداش یادت نره که ازاین قافله چشم برداری 
زینب و کاش یادت نره داداش یادت نره
 
دست و پا نزن که مادر داری 

عرش و بهم می‌ریخت غصه و غم می‌ریخت
 خون ابالفضل روی پر علم می‌ریخت

نگاه به خاک می‌کرد منو هلا می‌کرد 
با پیرهن کهنه‌ی تو دشنشو پاک می‌کرد

حسین مظلوما 
حسین عریانا

نظرات