تصویر حاج محمود کریمی - هم پای جلودار

هم پای جلودار

[ حاج محمود کریمی ]
وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم
دل بر عبور از سدِّ خار و خاره بندیم

گاهِ سفر آمد، نه هنگام درنگ است
چاووش می‌گوید که ما را وقت تنگ است

گاهِ سفر شد، باره بر دامن برانیم
تا بوسه‌گاه وادیِ ایمن برانیم

وادی پر از فرعونیان و قبطیان است
موسیٰ جلودار است و نیل اندر میان است

حیدر، حیدر ...

از هر کران بانگ رحیل آمد به گوشم
بانگ از جَرَس برخواست، وای من خموشم

دریادلان راه سفر در پیش دارند
پا در رکاب راه‌وارِ خویش دارند

گاهِ سفر آمد، برادر گام بردار
چشم از هوس، از خرُد، از آرام بردار

گاهِ سفر آمد، برادر رَه دراز است
پروا مکن، بشتاب، همت چاره‌ساز است

حیدر، حیدر ...

رَه توشه باید عقل را در کار بندی
دل بر خدا آن‌گه به رفتن بار بندی

ره توشه باید شب را در دل نشانی
وادی به وادی بارِ تا بر دل نشانی

باید خطر کردن، سفر کردن، رسیدن
ننگ است از میدان رمیدن، آرمیدن

ننگ است ما را، خانه تنگ است ای برادر
بر جای ما بیگانه ننگ است ای برادر

فرمان رسید این خانه از دشمن بگیرید
تخت و نگین از دست اهریمن بگیرید

یعنی کلیم آهنگ جان سامری کرد
ای یاوران باید بنی را یاوری کرد

گر صد حرامی، صد خطر در پیش داریم
حکمِ جلودار است، سر در پیش داریم

وادی پر از فرعونیان و قبطیان است
موسیٰ جلودار است و نیل اندر میان است

حیدر، حیدر ...

حکمِ جلودار است بر هامون، بتازید
هامون اگر دریا شود از خون، بتازید

از دشت و دریا در طلب باید گذشتن
بی‌گاه و گاه و روز و شب باید گذشتن

گر صد حرامی، صد خطر در پیش داریم
حکمِ جلودار است، سر در پیش داریم

وادی پر از فرعونیان و قبطیان است
موسیٰ جلودار است و نیل اندر میان است

حیدر، حیدر ...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد