نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

همینکه روزیِ تو میرسد خدا را شکر چه فرق میکند اصلاً زیاد و کم آقا به زور و زر نروم از درونِ خانهی تو چه صد قدم بکِشانی، چه یک قدم آقا نریز آبرویم را به آبروی حسین کسی سراغ ندارد به تو قسم آقا دعا کن برسم اربعین به خیمهی تو به دوری از تو شدم باز متّهم آقا مریض آمدهام امّا شفا نمیخواهم فقط ببند مرا گوشهی حرم آقا برای روز ظهورت در انتقامِ حسین حساب کن روی خونم ولیِّدَم آقا حرم شلوغ شد وقت غارت خیمه گرفت حرمله در دستِ خود عَلَم آقا نمانده بعدِ عمو بر سرِ زنی معجر نمانده زینبِ مظلومه محترم آقا نماز شام غریبان اقامه میشد با لباس پاره و پاهای پُر ورم آقا * * * * آفتابا نکُنَد پنجه به رویت زدهاند نیزهها بوسه به رگهای گلویت زدهاند وقت دیدار تو ای نور به دروازهی شهر دیدم از دور چه بد سنگ به رویت زدهاند نیست بیبهره از این جور و جفا قافلهات بر سر ما همگی سنگ به کویت زدهاند دختری نیست که یه زخم ندارد به سرش بر زنان نیز دو صد زخم عدویت زدهاند راستی ریش تو از هُرم چه خاکستری است از تنور آمدهای یا شعله به مویت زدهاند؟ بوی بانوی مدینه ز سرت میآید با پدر بوسه به رُخسار نکویت زدهاند نظر مرحمتی کن به یتیم حرمت چه شررها به گُلِ فاطمه بویت زدهاند امّا اسیر ستم حرمله و خولی و شمر شهدا باده ز اسرارِ مگویت زدهاند
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد