تصویر سیدمهدی میرداماد - همه رفتندو من جا ماندم ای دوست

همه رفتندو من جا ماندم ای دوست

[ سیدمهدی میرداماد ]
همه رفتند و من جاماندم ای‌دوست
ز بخت بد به دنیا ماندم ای دوست 
چرا رفتی مرا با خود نبردی؟
ببین بعد از تو تنها ماندم ای دوست 

ببین از داغ تو خیلی شکستم
شکستم که چنین از پا نشستم 
شکسته دشمنت از بس دلم را
چنان گشتم که نشناسی کی هستم 

به یادت در نوای آب آبم
چنان تو زیر تیغ آفتابم  
تو راحت خفته‌ای در خانه‌ی غم
ولی من از غمت خانه خرابم 

لباس تو در آغوشم برادر 
صدایت مانده در گوشم برادر 
تو ماندی بی کفن بر  خاک صحرا 
چگونه من کفن پوشم برادر 

من و کابوس شمشیر و تن تو
تماشای به غارت رفتن تو 
تو را سر نیزه‌ها بردند و مانده 
برای من فقط پیراهن تو 

سراسر نیزه می‌بینم به خوابم
همیهخگذارم
تو را بر نیزه می بینم برادر
 
(ای زینت دوش نبی روی زمین جای تو نیست 
این خار و خاشاک بلا منزل و ماوای تو نیست)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد