
هزار شكر كه از خون دل وضویی هست لباس مشكی ما هست، آبرویی هست بیا حسین بگو تا كه ما به سر بزنیم میان شاه و گدا راه گفتگویی هست همیشه سنگ غمت را به سینه ام زده ام خوشم برای شكستن مرا سبویی هست دوباره چشم شما زخم می شود دیر است مرا ببین كه به چشمت هنوز سویی هست مرا برای مُحَرّم دوباره مُحرِم كن منای كرببلا هست آرزویی هست مرا بكش به همان روضه های ناگفته همیشه پیش شما روضه ی مگویی هست گمان كنم نرسم تا به شام عاشورا فقط برای همین چند شب گلویی هست