نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هرچه گشتم مثل من خیرهسری پیدا نشد بارِ بد بودم برایم مشتری پیدا نشد جای من آخر حیا کردی که بین توشهام جز گناه غفلت و پردهدری پیدا نشد روسیاهی که دلش از جرم بسیارش شکست همدمی نزدش به جز چشمِ تَری پیدا نشد یا قدیمَ المَنِّ وَ الإحسان برای این گدا از همین خانه، پناه بهتری پیدا نشد بهتر از زهرا که لطفش دائم و بیمنّت است واسطی تا از گناهم بگذری، پیدا نشد سالها از آتش هر رنج و غم جز چادرش بر سرم حِصنی و سایهگستری پیدا نشد در میان اولیائت بهتر از شاه نجف بَهر اسمِ اعظمِ تو مظهری پیدا نشد هرچه پیغمبر صدا زد در میان لشکرش روز خَندَق جز علی، جنگآوری پیدا نشد چون حریم کربلا و مثل آغوش حسین بین عالم، کهفِ امنِ دیگری پیدا نشد آی روزهدارهای تشنه، فَابکِ لِلحسین چونکه از او هیچ لبتشنهتری پیدا نشد تشنگیاش جای خود آخر بگو دیگر چرا بَهر ذبحش غیر کهنهخنجری پیدا نشد زینب کبری هر آنچه گشت، بر جسم حسین جای سالم، قدر یک انگشتری پیدا نشد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد