تصویر مهدی رسولی - هارداسان

هارداسان

[ مهدی رسولی ]
هارداسان یعنی کجایی
مرد میدان هارداسان؟

ای دل غمگین و ای لب های خندان هارداسان؟
در کدامین کوچه دنبالت بگردم بعد از این؟
در کدامین روستا در زیر باران هارداسان؟

خاطرت می آید ان شب در مه گم شدی؟
تا کجاها رفته بودی ای مسلمان هارداسان؟

زیر و رو کردیم پشت میز عکسی از تو نیست
با عبای خاکی ات استان به استان هارداسان؟

آن یتیم،آن دخترک،آن کارگر،آن پیرمرد
از چه دنبال تو میگردد کماکان هارداسان؟

هارداسان یعنی کجایی خستگی نشناختن؟
جمعه ها بیکار ننشستن در ایوان هارداسان؟

قاضی اعدام خواندندت که جلادت کنند
ای از آن آغاز همرنگ شهیدان هارداسان؟

تا ابد قرآن نمیسوزد فدای غیرتت
ای که آخر سوختی در راه قرآن هارداسان؟

خدمت سلطان نمودی
خادم مردم شدی
بازگشتی باز در آغوش سلطان هارداسان؟

دوستت دارن محرومان و دور افتادگان 
من سنی چوخ ایسترم 
جانم به قربان
هارداسان؟

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد