نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نیمه ی شب، سرزده گویا سپیده خیرمقدم، ای سر از تن بریده ویرانه با صفا شد حاجاتمان روا شد قرعه به نام ما شد كلبه ی احزان من از امشب رونق دارد هر كه با دیدار تو جان بسپارد حق دارد واابتا 3 یا حسین این چه اخمی است، پیش من بر چهره داری كی نوشته، بر لبانت یادگاری چوب یزید نامرد با ضربه های پردرد با صورتت چه ها كرد هر چه می بینم این سر مثل رویای من نیست چون نمی بوسد من را پس این بابای من نیست واابتا 3 یا حسین جان عمه، دیگر امشب راحتم كن روی نیزه، رفتی حتماً دعوتم كن تا كی بمانم آخر تا كی نباشد اصغر تا كی بدون معجر درد دل كردن با تو خیلی فرصت می خواهد دخترت تنها یك شب خواب راحت می خواهد واابتا 3 یا حسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد