نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نمیشه باورم اصلاً، افتادی روی زمینو حالا چجوری بدم من، جواب اُمِّ بنینو؟ این همه نیزه چجوری، جا شده رو پیکر تو؟ شکسته فرقت بگو کی، عمود زده به سرِ تو؟ ای پناه حرم، بدون تو بیپناهه حسین ریخته روی زمین، با نیزهها تکیهگاه حسین مشک تو یه طرف، کنار فرات، علم یه طرف تیکه تیکهی دستایی که شده قلم یه طرف اَلسلامُ علیک یا ابوفاضل... نگو برو خیمه آخه، نمیشه تنهات بذارم میشینم و نیزهها رو، از بدنت درمیارم بلند شو جون رقیه، اِنکَسَرَ ظَهری داداش بازو نکش روی خاکها، فکر دل زینبم باش پاشو دیگه نذار، کنار تنت، بمیره حسین با چه حالی سه شعبه از چشمِ تو بگیره حسین؟ اِرباً اِربا شدی، که اینجوری ریختی دور و برم دیگه واسم عبا، نمونده باهاش، تورو ببرم اَلسلامُ علیک یا ابوفاضل... ببین که از خیمه زینب، گرفت نوای اسیری بعد تو آماده میشه، حرم برای اسیری بعد تو واسه رقیه، یه خواب راحت حرامه جای رقیه میون، برده فروشهای شامه پاشو دیگه نذار، به سمت حرم، اشاره بشه گوش دختر من، تو خیمهها، پاره پاره بشه پاشو جون حسین، یه رحمی بکن، به گریهی من پاشو دیگه نذار، کنیزی بره، رقیهی من آه و واویلتا، آه و واویلتا...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد