نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نمازِ عشق نشسته نخوانده بودم و خواندم قنوت بازوی بسته نخوانده بودم و خواندم زنی ز هاشمیان تا کنون اسیر نبوده است دعا به ناقه نشسته نخوانده بودم و خواندم به دوش جسمِ دو دختر نبرده بودم و بردم ز کینه سنگ ز شامی نخورده بودم و خوردم به قتلگه به من و دخترت چه شد تو دیدی که زنده زنده کنارت نمرده بودم و مردم به شب میانِ بیابان نرفته بودم و رفتم به جُستوجوی یتیمان نرفته بودم و رفتم نَخُفتِه بودم و خُفتَم به روی خِشتِ خرابه به کوفه گوشهی زندان نرفته بودم و رفتم یک نفر در میانِ گودال و صد نفر میزدن زینب را تیغها مانده بود در گودال با سپر میزدن زینب را (حسین...)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد