نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آن گُل که بُوَد دیدهی نرگس نگرانش آن یوسفِ خوشنام که گمگشته نشانش آن را که زند نبض زمین با ضربانش یا رب برسانش، برسانش، برسانش مشتاق ظهور است خودش بیشتر از ما ای کاش در آن روز بسازد سپر از ما روزی که سوی مکه سپاهی بکشاند وقتی رجزی مثل اباالفضل بخواند کافیست که شمشیر علی را بتکاند از دشمن حیدر احدی زنده نماند تاریخ نشان داده که در عالم ایجاد با آلِ علی هر که درافتاد وَر افتاد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد