نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میریزه رو خاک صحرا خون تو میکشی دور لبت زبونتو افتادن جلو چشای خیسم پیر مردا با عصا به جون تو از چه رو میزدنت حسین؟ مو به مو میزدنت حسین از خدا بی خبرا چرا با وضو میزدنت حسین؟ مظلوم مظلوم، مظلوم ای حسین جان... رو خاکا پرتو میکشیدی نفس آخرتو میکشیدی وقت دست و پا زدن تو گودال چادر مادرتو میکشیدی تو ببین این تن خسته رو این دل به خون نشسته رو تو بگو چجوری جمع کنم این همه نیزه شکسته رو مظلوم مظلوم، مظلوم ای حسین جان... میبینی بند دلم پاره شده دخترت تو صحرا آواره شده پاشو که میون این حرومیا صحبت غارت گهواره شده دور تو یه عده کردن شادی با لب تشنه دیدم جون دادی نیزه رو وقتی به پهلوت میزد یاد درد مادرم افتادی مظلوم مظلوم، مظلوم ای حسین جان... رو خاک صحرا چرا میزدنت؟ بمیرم که بی هوا میزدنت جون من به لب رسید تا دیدم پیرمردا با عصا میزدنت زیر و رو شد بدنت واویلا خاک و خون شد کفنت واویلا جوری گیر افتادی تو اون گودال پاره شد پیرُهنت واویلا
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد