تصویر مسعود پیرایش - مشهد چه شکوه و کبریایی دارد

مشهد چه شکوه و کبریایی دارد

[ مسعود پیرایش ]
مشهد چه شکوه و کبریایی دارد
این کعبه عجب برو بیایی دارد
(هر بار در ایوانِ رضا می‌گویم
ایوانِ نجف عجب صفایی دارد)۲

گفتم که علی گفت بگو سرالله
گفتم که علی گفت بگو عین الله
گفتم که به وصفش چه بگویم؟ گفتا
لا حول ولا قوة الا بالله

در ماهِ دعا فقط علی می‌بینی
در پیشِ رضا فقط علی می‌بینی
سوگند به تک تکِ پسرهای حسین
در کرببلا فقط علی می‌بینی

گفتم که علی ولی نمی‌دانم هیچ
از درکِ سینجلی نمی‌دانم هیچ
(گفتند که نام دیگری هم بلدی؟
من غیر علی علی نمی‌دانم هیچ)۲

ما داد زدیم و بی‌صدا بخشیدند
با گریه‌مان مرا تورا بخشیدند
پر بود سیاه نامه‌ی ما اما
گفتیم علی و همه را بخشیدند

باید که پر از گریه و فریاد شویم
در بندِ خدا شویم و آزاد شویم
با خویش یکی‌ای و پیش دشمن چون تیغ
مانند علی جامه الاجمات شویم

(این رنگِ پریده رنگ باید بخورد
این سازِ شکسته چنگ باید بخورد)۲
(ای موج، بیا که صخره‌ها منتظرند
این بار سرم به سنگ باید بخورد)۲

تو موجی و هم پنجه‌ی دریا نشوی
زود است که دعوی و پیدا نشوی
فرمود امام ما که سیلی بخوری
طوری که دگر ز جای خود پا نشوی

یک حرف از این ولی نمی‌گردد کم
از این همه همدلی نمی‌گردد کم
سوگند به ذوالفقار، حق با هستی
یک مو ز سر علی نمی‌گردد کم

این خطه‌ی سبز از آسمان پاک تر است
این خاک از افلاک که افلاک تر است
(از هرچه که دارید خدا می‌داند)۲
یک نعره‌ی یا علی خطرناک تر است

(دلم برای تو تنگ است یا علی مددی)۲
کمیت ما همه لنگ است یا علی مددی

(پنجاه سال خم نشدم هیچ جا ولی)۲
آخر کنار جسم تو زانو زدم

(دارم ز روی خاک جگر جمع می‌کنم)۲
تکه به تکه نعش پسر جمع می‌کنم
حتما ز زیر قلب پدر کنده می‌شود
وقتی پسر به خاک پراکنده می‌شود

(اگر زینب نمی‌آمد یقینا چاک می‌دادم)

خیز و از جا آبرویم را بخر
عمه را از بین نامحرم ببر

حسین جان...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد