نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

مصیبةً ما اعظمها یعنی تو آفتاب شدی رها خوب میشناختنت ولی بغضاً لابیک زدن زهرا رو صدا زدی حرفای رکیک زدن لعن الله شمرا جلوی چشم زهرا تن بی سر برهنه تو رو انداخت تو صحرا به ذبیح من آبی نداد فرحت به آل زیاد لگدت زدن خیلی زیاد فرحت به آل زیاد واویلا علی الحسین ــــــــــ مصیبةً ما اعظمها یعنی که ریختن تو خیمه ها بین شعله ی حرم دیدم دخترت میسوخت دارالحرب آتیش گرفت جسم اکبرت میسوخت همه رو بیقرار کرد تا رقیه ات فرار کرد نمی دونی که آتیش با لباساش فرار کرد برای سوختن موها میاد فرحت به آل زیاد سر من سنان میزنه داد فرحت به آل زیاد واویلا علی الحسین ــــــــــ مصیبةً ما اعظمها یعنی تو بازار برده ها سور و سات به پا شد و کوچه کوچه صف زدن رقاصه آوردن و دورم سوت و کف زدن لب تو چوب تر خورد به ما ها خیلی بر خورد چه قدر صورتت سنگ میون هر گذر خورد همه اومدن با دل شاد فرحت به آل زیاد حالا قاتلت جایزه میخواد فرحت به آل زیاد واویلا علی الحسین
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد