نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آن دورهی عشق و وفا یادش بخیر اون روزگار باصفا یادش بخیر شب عروسی یادتِ بابات میگفت پیرشی به پای مرتضی یادش بخیر مشکل گشا رو حاجت روا کن چشاتُ وا کن فاطمه جونم فکری به حال این بچهها و این مرتضی کن فاطمه جونم چشاتُ وا کن نگو که دیگه درب بهشت من مهرموم شد منُ صدا کن نگو که هرچی میون ما بود دیگه تموم شد تا نالهی وا امّاه شنیدم پیراهن صبرمُ دریدم گاهی نشستم گاهی دویدم نمیدونی من چطور رسیدم تو رو که دیدم دیگه بریدم خودم رو تا پیش تو کشیدم آرزوم این بود زندت میدیدم حقّم نبود کردی ناامیدم یه بار علی جان برا تو مردم زنده شدم باز برات بمیرم برای اشک چشات بمیرم برای بغض صدات بمیرم اشک چشاتُ بذار بگیرم برای زخمام برا تبرّک اینم بگم که شفام همینِ هذا فراق بینی و بینک بمیرم ای که بابای خاکی حالا تو و سر تا پای خاکی دستای خاکی ، پاهای خاکی عمّامه خاکی ، عبای خاکی دلم رو بردی یه جای خاکی چادر و اون ردِّ پای خاکی شکسته گوشوارههای خاکی گریههای مجتبای خاکی گفتی کوچه دلم رو کنده نامرد کوچه بهم میخنده هی میگه قنفذ رو به مغیره که مالیاتت این روزا چنده شد حرف قنفذ چطور بازوت؟ گفتم مغیره چطور پهلوت؟ از وقتی پاشون وا شد به خونه وا شد به این خونه پای تابوت وا شده لبهات دوباره خندون تابوت ساختم با دست لرزون راحت خیالت از بابت اون بیرون کشیدم اون میخ پرخون ارثیه غربت مادر مال تو پر کشیدن واسه من این دو سه تا پر مال تو داغ من مال علی، داغ علی هم مال من حسنین و غم این دو تا برادر مال تو خطبهخونی توی مسجد مدینه مال من خطبهخونی توی کوفه مثل حیدر مال تو خندهی همسایهها تو راه کوچه مال من صدای هلهله و خندهی لشگر مال تو این سه تا کفن واسه من و علی و مجتبی زینبم پیرهن حسین بی سر مال تو دخترم قصّهی میخ در و کشتن محسن مال من غصّهی سه شعبه و حنجر اصغر مال تو بوسههای بی رمق این دم آخر مال من بوسههای لب گودال برادر مال تو زخم بستر مال من، اشکای حیدر مال من یک هزار و چند تا زخم تن بیسر مال تو قتل و غارت مال تو، رخت اسارت مال تو دیدن بزم شراب و می و ساغر مال تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد