
مشکت صدپاره شده ... قلبم آواره شده ... رفتی و برادرتو، بیچاره شده ... گل وفای من ... شنو صدای من ... زمین و آسمان ببین می لرزد به ناله های من ... شدم غریب و قاتلت میخندد به گریه های من ... بی تو، من بی سپرم ... بی تو، بیبال و پرم ... با دیدن پیکر تو ، خم شد کمرم ... یل دلاورم ... امیر لشکرم ... میان نالههای تو میآید صدای مادرم ... صدای وا مصیبتای زینب میآید از حرم ... جان جانان منی ... امّا گریان منی ... از بس نگران من و اطفال منی ... چه شد پناه من ... یل سپاه من ... کجایی آن دمی که آید قاتل به قتلگاه من ... کجایی آن دمی که آید آتش به خیمهگاه من ... تو سر نهاده ای دم آخر به سینه ام ... من را بگو که رو به زمین می شود سرم ... عباسم تو سر نهاده ای روی دامان فاطمه ... من را بگو که شمر نهد پا به حنجرم ...