تصویر مهدی رسولی - مشت گره کرده

مشت گره کرده

[ مهدی رسولی ]
قسم به اون مُشت گره کرده
قسم به جون هر چی مَرده
این پرچم زمین نمی‌مونه

حالا ما عهد وفا بستیم
همون مُشت گره شده هستیم
این پرچم زمین نمی‌مونه

عمار شدیم، عمار شدیم
میدون‌داری کردیم، علمدار شدیم

سربازترین سردار شدیم
آماده‌ی صبح فرج یار شدیم

با قلب گره خورده زیارت، زیارت
(با مُشت گره کرده شهادت، شهادت) ٢

با دست جانباز تو ای رهبر
معلوم شد راز تو با مادر
دستت عجب حکایتی داره

عبای تو گرفته عطر یاس
رَحِمَ الله عَمّیَ العباس
دستت عجب حکایتی داره

حیدر مددی، حیدر مددی
این مُشتیه که توُ دهن ظلم زدی

فرمانده‌ی کرار شدی
با مجتبیٰ ای علی تکرار شدی

با قلب گره خورده زیارت، زیارت
(با مُشت گره کرده شهادت، شهادت) ٢

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد