مردان، طواف جز سر حیدر نمیکنند سجده به غیر خادم قنبر نمیکنند قومی چو ما مراوده زین در نمیکنند خورشید و مه، ملاحظهات گر نمیکنند بر من ببخش گردش لیل و نهار را یا ربّ کجاست؟! حیدر کرّار من کجاست ویران شدم به عشق تو؛ معمار من کجاست با من ندار باش؛ بگو دار من کجاست آن نخل آرزوی ثمردار من کجاست در کربلا بکار برایم تو دار را کربلا یعنی دربار نجف؛ راه شرف چه نبرد، چه سلام کربلا یعنی امر، امر امام؛ چشم و تمام چه قعود، چه قیام کربلا یعنی عشق، عشق حسین؛ ختم کلام