نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

محو جمال او شدم فارق از آرزو شدم بسکه میام سبو زدم ، سبو شدم سبو شدم (مولانا علی علی، مولانا علی علی) کشته شدم ز یاد او زنده ز یاد او شدم سایه به سایه در پیاش رفتم و کو به کو شدم (مولانا علی مدد، مولانا علی مدد) صید شدم اسیر آب طرهی تو به تو شدم گم شدم از نشان خود چونکه به جستجو شدم شانه شدم به زلف او بسته به تار مو شدم (مولانا علی مدد، مولانا علی مدد) آینهی جمال آن دلبر خوبرو شدم بسکه خراب هو زدم هی هی و های و هو شدم می ز کفش ربودم و مست کاَنهو شدم تا که خراب میشوم در خم می فرو شدم دیدم و جز یکی نبود با تو که روبرو شدم در حرم حریم او قابل گفتگو شدم باعث سر به زیری زاهد سر به تو شدم آب و شراب و شهد و شیر خوردم و چارهجو شدم سگ چو شدم به درگهش صاحب آبرو شدم (مولانا علی مدد، مولانا علی مدد) نور شدم ز دلبرم طفل بهانهجو شدم بسکه دم از علی زدم من نه منم که او شدم او چه نشسته در دلم هو هوَ اِنهو شدم آینهی جمال او گشتم بعدهو شدم سگ چو شدم به درگهش صاحب آبرو شدم (مولانا علی مدد، مولانا علی مدد)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد