نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ما چو پروانه به شمع رخ او سوخته ایم از پر خود به تن خویش کفن دوخته ایم هر چه بود، از حسین بوده و آن لعل لبش از حسین این همه قول و غزل آموخته ایم عطش لعل لبش بر لب عالم جاری آن همه آب بخوردیم و جگر سوخته ایم روز محشر که ز احوال بپرسند ز ما که چه کردیم و نکردیم و چه اندوخته ایم؟ این بود پاسخ ما محضر ارباب سوال: جز حسین لفظ دگر هیچ نیاموخته ایم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد