نصب اپلیکیشن نوا
تصویر محمدحسین حدادیان - ماه روی نیزه

ماه روی نیزه

[ محمدحسین حدادیان ]
تنها حرمی که روضه‌خون نمی‌خواد 
حرم رقیه‌‌ست

یه سر بزن به دخترت
سرگذشت مادرت شده تکرار
غروب روز عاشورا شدم بیدار

دیدم صدای داد میاد
خواهرم کمک می‌خواد زیر مَرکب
منو بیرون کشید از شعله‌ها زینب

شنیدم ساربان انگشترو بُرد
دیدم خولی سراسیمه سرو بُرد
تموم شد نبش قبر علی‌اصغر
نشد راضی اومد گهواره رو بُرد

آه زدنم 
تو همه‌ی راه زدنم
ماهِ روی نیزه ببین
که منو یه ماه زدنم

چه سخته بی‌تو زندگی
مُردم از گرسنگی، بدون تو 
نفس نداره دیگه روضه‌خونِ تو

خسته‌ام از این و اون
من به جای خونه‌مون تو خرابه‌‌ام
شبا از شدّت سرما نمی‌خوابم

یتیمی درد بی‌درمون یتیمی
نبودی حُرمت ما رو شکستن
با چادری که بردن از رقیه
سر عباسو روی نیزه بستن

بد زدنم
نبودی چقدر زدنم
مادرِ تو شاهده که
منو با لگد زدنم

آه زدنم 
تو همه‌ی راه زدنم
ماه روی نیزه ببین
که منو یه ماه زدنم

اَمون از این مصیبتا
نیست غمم یکی دو تا، بی‌شماره
منو سیلیِ زجر آروم نمی‌ذاره

الامان و الامان
کاش نبینی که الآن ما کجاییم
میون بازار بَرده‌فروشاییم

سه غم اومد به جونم هر سه یک‌بار
یتیمی و اسیری و غمِ یار
می‌افتم وقتی که از روی ناقه
رو نِی می‌بنده چشماشو علمدار

هِی زدنم
می‌دونی تا کِی زدنم
گفتم نزن چوب به لبش
تو مجلس مِی زدنم

آه زدنم 
تو همه‌ی راه زدنم
ماه روی نیزه ببین
که منو یه ماه زدنم

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل