تصویر سید امیر حسینی - لالا لالا لالا لالایی  چشات دیگه جونی نداره

لالا لالا لالا لالایی چشات دیگه جونی نداره

[ سید امیر حسینی ]
لالا لالا لالا لالایی
چشات دیگه جونی نداره
لبات تَرَک تَرَک شده ای وای
کاش یه کمی بارون بباره

لالا لالا لالا لالایی
از عطشت دارم می‌میرم
زبون تو رُو لب خشکت
می‌چرخونی آتیش می‌گیرم

لبات از خشکی وا مونده
یه دریا رُو خاکا مونده
می‌دونم بی‌حالی اما
ای مادر، بابایی تنها مونده

با این‌که عطش می‌باره
باید پا شی از گهواره
نشونشون بدی که بابات
تنها نیست، هنوز هم حیدر داره

طفل بی‌زبونم، پهلوونم، پهلوونم، پهلوونم ...

لالا لالا لالا لالایی
سرت رو رُو نیزه می‌بینم
دنیا بهشت هم باشه مادر
فقط کنار تو می‌شینم

لالا لالا لالا لالایی
خیر نبینه اونی که کُشتت
هنوز هم انگشتمو مادر
حس می‌کنم میون مُشتت

تو که رفتی هق‌هق کردم
شکستم، سوختم، دق کردم
تا رُو نیزه‌ها دیدمت
یاد اون روزای سابق کردم

رُو نی‌ها تُو این قافله
چقدر صورتت خوشگله
دارم صورت ماه تو
می‌بوسم علی از این فاصله

طفل بی‌زبونم، پهلوونم، پهلوونم، پهلوونم ...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد