نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

كاش می گشتم فدای دست تو، دست تو تا نمی دیدم عزای دست تو، دست تو خیمه های ظهر عاشورا هنوز تكیه دارد بر عصای دست تو، دست تو از درخت سبز باغ مصطفی تا فتاده شاخه های دست تو، دست تو اشك می ریزد ز چشم اهل دل در فضای دست تو دست تو، دست تو یك چمن گلهای سرخ نینوا سبز می گردد به پای دست تو، دست تو گلشنی از لاله های زخم شد ابتدا تا انتهای دست تو، دست تو رود شد، دریا شد، اقیانوس شد چشمه ای از ماجرای دست تو، دست تو می شود آن سوی اقیانوس رفت تا خدا با ناخدای دست تو، دست تو در شگفتم از تو ای دست خدا چیست آیا خون بهای دست تو، دست تو دیده ام در كربلا ی دست تو، دست تو عالمی را مبتلای دست تو، دست تو كربلا اِنقدر شیدایی نداشت بی تو و بی ماجرای دست تو، دست تو می كُشد این حسرتم آخر كه كاش بود دست من به جای دست تو، دست تو علقمه در علقمه تكثیر شد موج پژواك صدای دست تو، دست تو چشم من با گریه می بندد دخیل بر ضریح با صفای دست تو، دست تو هر كه با دست تو دارد عالمی من كه می میرم برای دست تو، دست تو تا همیشه دست تو مشكل گشاست ای خدا مشكل گشای دست تو، دست تو اوفتاد از پا امام عاشقان تا كه خالی دید جای دست تو، دست تو خم شد و برداشت و با احترام بوسه زد بر پاره های دست تو، دست تو ای به سودای تو اسماعیل ها سر نهاده در منای دست تو، دست تو آب پاكی روی دست آب ریخت ای به قربان صفای دست تو، دست تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد