نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قیامــت کــردی، قیامــت کــردی خیال یه بنی هاشمو راحت کــردی تو از شأن زن، حمــایت کــرد تو با وارث ذولفقار، بیعت کــردی نگاهت کــرار، طیب الله خانم طب مولا داره، طیب الله خانم یه زن کــه سرداره، طیب الله خانم عدو شد بیچاره، طیب الله خانم شبیه معجزه، کــلامــت نافذه شبیه تیغ علی، اثر داره دمــی مهلت نده، همــه حیرتزده مگه بازم مرتضی، پسر داره عصمــت الله، عصمــت الله، عصمــت الله الکــبری... به حیدر رفتی، به حیدر رفتی تو کــاخ امــوی، تو قلب خیبر رفتی علم دستت بود، رو ممــبر رفتی بگو از عباس هم جلوتر رفتی تو میخواستی عاشقانه خواهر باشی یعنی بعد اباالفضل، برادر باشی میخواستی واسه حسین، لشکــر باشی شمــا حق داشتی، دقیقاً حیدر باشی تو رفتی ممــبرو، میدیدن حیدرو صدای گرم علی، غالب شد چنان کــردی غضب، تو شامــات نمــاز وحشت به جمــع، واجب شد عصمــت الله، عصمــت الله، عصمــت الله الکــبری...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد