نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

قوم ستم عیادت من را بهانه كرد دشمن چه ها كه با دل رنجور من نكرد حالا چه وقت حیله ی احوال پرسی است بیزارم از عیادت این قوم، فرد فرد من یا علی به عشق تو لب بسته ام ز آه غوغا كنم وگرنه به یك ذره آه سرد این خانه، خانه ی تو و من هم كنیز تو یعنی علی نكرد عدو را ز خانه طرد عمری تو گرد روی پیمبر شدی فدا حالا مگو كه دور سر مرتضی نگرد یك مرد اگر به عالم امكان بُود تویی مانند تو به خانه نشینی كجاست مَرد؟ من قصد كرده ام كه تلافی كنم علی خورشید خانه نذر تو ای ماه شب نورد زهرا ز درد پهلوی خود شِكوِه كی كند؟ این غربت علی است كه دارد هزار درد دست خدا چه شد كه در آن كوچه بسته شد یاری مگر نداشت ولایت در آن نبرد آیا كسی ز محرم خود رو گرفته است ؟ تنها منم كه كوچه به رویم نشانده گرد بیرون ز فكر غربت حیدر نمی روم شب را به صبح می برم اما به رنج و درد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد